Thursday, December 24, 2009

من از نگاهي كه قرار است فردا شب براي تو شود مي ترسم. من از تمام ِ حرف هايم مي ترسم. من از نداشتنت مي ترسم. من از صداي هق هقي كه افتاده به جانم مي ترسم. من از شب مي ترسم. از من و توي كنار هم. از وقتي كه قرار است بي رحم شوم. اصلا مگر مي شود ببينمت و ..
نمي دانم. شايد قرار فردا شب را كنسل كردم. من طاقت نداشتنت را ندارم.
آنوقت تو برايم بزن: "كاش مثل تو زياد شود براي من .."