Friday, January 1, 2010

خنده راه اشک را گم می کند. آنقدر چین و چروک می کشد روی پوست خشکت که اشک سر در گم می شود که کجا برود. خنده ات را که گم کنی یعنی راه اشک را هموار کرده ای، کارش را ساده کرده ای؛ راه آمدنش را، راه جاری شدنش را. گاهی باید گذاشت اشک از چشم که می آید مستقیم برود گوشه لب و آرام بخزد درون دهانت. از تو بجوشد، دنیا را سیر کند و اخم کند و تلخ تر دوباره برگردد درونت. گاهی باید همین که اشک می ریزی این مکاشفه عرفانی را هم ببینی، وگرنه حرف اشک را نفهمیده ای.